تبليغاتX
سالهای سوخته
html> سالهای سوخته

<-PostTitle->

<-PostContent->
برچسب‌ها: <-TagName->

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  <-PostDate->ساعت <-PostTime->  توسط <-PostAuthor-> 

سالهای سوخته

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: RASHIDA

دروغه

شنبه بیست و یکم خرداد 1390-18:47 -لیدا


اونکه میگفت جونش به جونت بسته

 است / حالا داره به گریه هات میخنده


اونکه میگفت بدون تو میمیره / دروغ میگه

 

دلش جنس کویره


دروغ میگه تو گوش نده به حرفاش / نگو

میخوای هنوز بمونی باهاش


خیال نکن بدون اون میمیری / بذار بره ،

 نباشه جون میگیری...

لینک ثابت |

بن بست

پنجشنبه پنجم خرداد 1390-17:27 -لیدا

 

ایکاش در توان بود ، ای کاش

 

برکندنه تمامی ِ این بن بستها

 

که تو را از دستانم چنین ظالمانه دور ساخت

 

ایکاش توان آن بود بی کلام ، تنها با ذهن خویش

 

کلامی را به تو می رساندم ، خاموش

 

 

ای کاش ، توانی بود ، ای کاش

 

بال کشایم ، آرام از زمین کنده شوم

 

آیا این بن بست در آسمان و آسمانها نیز بود ؟

 

کاش می دانستم ....... کاش میدانستم .

 

 

آه بپاشد بن بستی که امید را در پشت خود

 

به تاریکی فرو برد و بٍبَست ، تا بندگان

 

چنین حقیرانه خود را در مقابل این دیوه سیاه پر گناه

 

تنها ببینند.

 

 

بیگمان باشد حس آزادی در پی وجودین آدمی ، لیکن

 

نورش به چه اندازه در بر گیرد

 

تمام وجود و جسم ..... شوق ، خنده ، آزادی..

 

 

کاش توانش بود ، به تمامی فریاد زنم و خبری دهم

 

آی مردمان ، امید ، در بند بن بست ، گرفتار است .

 

بپا خیز و با چنگ و دندانت بشکاف این دیواره ننگین ، که تو

 

مالک سرزمین جاودانیها ، سزاوار بمانی تا ابد .

 

 

سکوتی سخت ، جانم را در بر گرفت.

 

خیال باطل ، شعور سرد ، بی درک ، بی فهم .

 

و یا ....  نور و خورشید ، تابشی گرم .

 

کاش می دانستم ،

 

                        ای کاش جوابی بود ... .

لینک ثابت |

یکی بود یکی نبود

پنجشنبه پنجم خرداد 1390-17:25 -لیدا

یکی 

    

      تنها یکی  

 

                  تنها یکی بود

 

یکی بود و همین یک ، عالمی بود

 

یکی جز او نبود او خود یکی بود.

 

یکی بود و

 

            یکی بود و

 

                            یکی بود

 

چو نشستم ، شمردم یک به یک ، بود و نبود رو

 

بدیدم هر چه بود تنها یکی ، تنها خودش بود .

 

دیدگانم زه اشک شد پُر ، چو فهمیدم

 

که تنها ترینه عالمان ،  تنها یکی بود .

 

بساخت ، نامش امید ، هم اسم او بود

 

بیاورد عشق که هم از روح ، از دستان او بود

 

شراب و جام و می ، هر یک به نوعی

 

چو برای شوق و زیبایی ،از او بود.

 

که خوش غرقیم ما ، زین بودنها و دیدن

 

که شوق دیدن لبخند اول نیز ، از او بود .

 

لینک ثابت |

حلالم کن

شنبه ششم آذر 1389-13:33 -لیدا

حلالم کن دارم میرم ، چقدر این لحظه دلگیرم

گناهی گردن ما نیست ، اینها همش کار تقدیره

نگام کن لحظه رفتن ، چه تلخه این هم آغوشی

چه وحشتناکه دل کندن ، چقدر سخته فراموشی

پر از بغضم ، پر از گریه ، پر از تلخی و شیرینی

حلالم کن دارم میرم ، منو هرگز نمی بینی

حلالم کن اگه دستام به دستای تو عادت کرد

آخه دنیای عاشق کش به ما دوتا خیانت کرد

کلاف آرزوهامو ، چرا هیچکس نمی بافه

برای ما دوتا عاشق ، جدایی دور از انصافه

تو بارونی تر از ابری ، من از پاییز لبریزم

چه معصومانه می باری ، چه مظلومانه میرم

تمام سهم من از تو ، یه حلقه است که تو دستامه

تمام سهم تو از من ، یه عشقه بی سرانجامه

حلالم کن ...


لینک ثابت |

عروس

پنجشنبه ششم خرداد 1389-19:53 -لیدا

از این ور اون ور شنیدم داری عروس میشی گلم
مبارکت باشه ولی آتیش گرفته این دلم

خیال می کردم با منی عشق منی مال منی
فکر نمی کردم یه روزی راحت ازم دل بکنی

باور نمی کردم بخوای راست راستی تنهام بزاری
آخ که یه عمر همش بهم گفته بودی دوسم داری

گفته بودی عاشقمی بپای عشقم می شینی
می گفتی هر جا که باشی خودت و با من می بینی

رفتی سراغه دشمنم یه پست نامرد حسود
یکی که حتی بخدا لنگه ی کفشمم نبود

به ذهنشم نمی رسید حتی نگاش کنی یه روز
آخ چه دردی می کشم ای دل بیچاره بسوز

با این همه ولی هنوز عشقت برام مقدسه
همین که تو شاد باشی و بخندی واسه من بسه

تاج عروسیت و برام خودم هدیه می خرم
غصه نخور حرفات و من پیش کسی نمی برم

هر کی بپرسه بهش میگم خودم ازش خواستم بره
میگم برای هر دومون اینجوری خیلی بهتره

تاج عروسیت و برام خودم هدیه می خرم
غصه نخور حرفات و من پیش کسی نمی برم

هر کی بپرسه بهش میگم خودم ازش خواستم بره
میگم برای هر دومون اینجوری خیلی بهتره

با اینکه می دونم برات همدم و غمخوار نمیشه
آرزو می کنم دلت یه لحظه غصه دار نشه

با این که می دونم یه روز تو رو پشیمون می بینم
همیشه از خدا می خوام چشمات و گریون نبینم

با این که از دوری تو دلم داره می ترکه
ولی بخاطر تو هم شده می گم مبارکه

مبارکه

تاج عروسیت و برام خودم هدیه می خرم
غصه نخور حرفات و من پیش کسی نمی برم

هر کی بپرسه بهش میگم خودم ازش خواستم بره
میگم برای هر دومون اینجوری خیلی بهتره

تاج عروسیت و برام خودم هدیه می خرم
غصه نخور حرفات و من پیش کسی نمی برم

هر کی بپرسه بهش میگم خودم ازش خواستم بره
میگم برای هر دومون اینجوری خیلی بهتره

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری سوم www.pichak.net كليك كنيد

لینک ثابت |

چرامیگی قسمت نبود

پنجشنبه ششم خرداد 1389-19:34 -لیدا

خودت می دونی ، می دونم دلیل رفتنت چی بود
اما می تونستی نری ، چرا می گی قسمت نبود (چرا می گی قسمت نبود)

اگه قسمت نبود چرا تو موندی ، خدا چرا ما رو به هم رسوندی
اگه می دونستی یه روزی می ری ، چرا روزها رو تا این جا کشوندی
چرا روزها رو تا این جا کشوندی

چی بودم ، چی شدم به خاطر تو ، ولی پشت دلم رو خالی کردی
حالا اسمت میاد گریم می گیره ، نمی دونی که با دلم چه کردی

اگه در حق تو خوبی نکردم ، بدون که خالی بود دستای سردم
ولی من در عوض هر چی که بودم ، با احساسات تو بازی نکردم
با احساسات تو بازی نکردم

اگرچه می دونم دوستم نداری ، به هر در می زنم تنهام نذاری
اگر پای کسی هم در میونه ، بذار اسمت اقلا روم بمونه
بذار اسمت اقلا روم بمونه

دم آخر بذار دست توی دستام ، بذار بهت بگم دردم چی بوده
فقط لطفی کن و حرفامو بشنو ، شاید دیگه نگی قسمت نبوده (قسمت نبوده)

اگه تصمیم رفتن رو گرفتی ، ببخش اگه پشیمونت نکردم
آره ، من واسه تو کم بودم اما با احساسات تو بازی نکردم
با احساسات تو............

لینک ثابت |

ساده بگو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پنجشنبه ششم خرداد 1389-19:31 -لیدا


مجبورم نکن بگم که به تو هیچ حسی ندارم
آخه این دروغه اما دیگه چاره ای ندارم
تو بدون تا آخر عمر از دلم نمیری هرگز
نمی خواد که سخت بگیری خیلی ساده خداحافظ...

لینک ثابت |

سخته ....

یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389-16:6 -لیدا


سخته که بغض داشته باشی اما نخوای کسی بفهمه..........

خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد که فراموشش کنی…….

خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضورخودش جشن بگیری…….

خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای..........

خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفرکناف بشکنی بعد بفهمی دوستت نداره………

خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفرازدست بدی اما اون بگه دیگه

نمی خوامت……….!

لینک ثابت |

تو رو نمی بخشم

یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389-16:3 -لیدا


هر بار که پيشم ميومد بهش ميگفتم اگه کسه ديگه اي رو به جز من دوست داري به من بگو من تو رو ميبخشم . و او خنده اي ميکرد و ميگفت من به جز کس ديگري رو دوست ندارم . تا اينکه يک روز با گريه به سراغم آمدي و به من گفتي من را ببخش من به تو دروغ گفتم من کسه ديگه اي رو دوست داشتم . منم خنده تلخي کردم و گفتم من هم به تو دروغ گفتم . من هم تو را نميبخشم !!!!

لینک ثابت |

سراغ منو اگر کسی گرفت

یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389-16:1 -لیدا

اگر كسي سراغ مرا گرفت  
بگوييد رفته است باران ها را تماشا كند
 واگر اصرار كرد بگوييد به ديدن طوفان ها رفته است و اگر باز هم سماجت كرد..
بگوييد رفته است تا ديگر باز نگردد




لینک ثابت |


سالهای سوخته

welcome



<-PostTitle->

<-PostContent->
برچسب‌ها: <-TagName->
نوشته شده در <-PostDate->ساعت <-PostTime-> توسط لیدا |

درباره وبلاگ


بگذار چيزي باشم

اگر نمي توانم هميشه مالِ تو باشم

اجازه بده گاهي، زماني از آنِ تو باشم

و اگر نمي توانم گاهي زماني از آن تو باشم

بگذار هر وقت كه تو مي گويي ، كنارِ تو باشم

اگر نمي توانم دوست خوب و پاكِ تو باشم

اجازه بده دوست پست و كثيفِ تو باشم

اگر نمي توانم عشق راستينِ تو باشم

بگذار باعث سرگرميِ تو باشم

اما مرا اين طوري ترك نكن

بگذار در زندگي تو ، دست كم چيزي باشم.........







نويسندگان

لیدا

من در یاهو

آرشيو موضوعات وبلاگ


لينك دوستان

.:: رشیدا ::.

<-LinkTitle->

لينك هاي روزانه


.::عضو یت رایگان = پول ::.


<-LinkTitle->

آمار وبلاگ

لینک های مفید


باهمکاری

.:: رشیدا ::.